رباعيات شهادت
سرت تا با سر نى جلوه گر شد
نهال استقامت بارور شد
چو زينب ديد خورشيد سرت را
به اين اميد راهى سفر شد
* * *
خواهى تو اگر جلوه ى داور بينى
خواهى تو اگر نور پيمبر بينى
اين هر دو به يك نظاره با چشم يقين
بايد ز رخ على ّ اكبر بينى
* * *
چشمان حرم غرق تماشا شده بود
آن صورت خون گرفته زيبا شده بود
انگار كه از فرق على ّ اكبر
»شق القمر« دوباره پيدا شده بود
* * *
از بس كه شباهت به پيمبر دارد
ز او عطر محمدى مىبارد
كم مانده كه جبرييل پرواز كند
از روى خطا براى او وحى آرد